خبرگزاری حوزه | شفیع آقا محمدیان، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه مفهوم مقاومت نباید تنها به یک مقطع تاریخی یا یک حادثه نظامی محدود شود، اظهار کرد: وقتی از مقاومت سخن میگوییم، در حقیقت درباره یک فرهنگ، نگرش و نوعی ایستادگی در برابر ظلم، تحقیر، زیادهخواهی و تلاش برای از بین بردن هویت یک ملت صحبت میکنیم. مقاومت در جامعه ما سابقهای طولانی دارد و اگر بخواهیم آن را تنها در سالهای دفاع مقدس یا در حوادث و جنگهای منطقهای جستوجو کنیم، بخش مهمی از مفهوم آن را نادیده گرفتهایم. مردم ایران در مقاطع مختلف نشان دادهاند که در برابر فشار و تهدید، از هویت، استقلال و ارزشهای خود دفاع میکنند و همین مسئله باید در آثار فرهنگی و هنری نیز بازتاب پیدا کند. سینما به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای روایتگری میتواند این مفهوم را از حالت شعاری خارج کرده و آن را به یک تجربه انسانی و قابل لمس برای مخاطب تبدیل کند. متأسفانه گاهی تصور میکنیم برای ساخت اثر درباره مقاومت حتما باید به میدان جنگ برویم و شخصیتهایی را نشان دهیم که سلاح در دست دارند، در حالی که مقاومت میتواند در زندگی روزمره مردم نیز معنا پیدا کند. مادری که در سختترین شرایط خانواده خود را حفظ میکند، جوانی که با وجود فشارها برای ساختن آینده کشورش تلاش میکند، پزشکی که در شرایط دشوار به مردم خدمت میکند یا فردی که حاضر نیست در برابر ظلم و بیعدالتی سکوت کند، همه میتوانند بخشی از روایت مقاومت باشند. اگر این نگاه در سینما شکل بگیرد، مخاطب احساس نمیکند با یک اثر سفارشی مواجه است، بلکه خودش را درون قصه پیدا میکند. به اعتقاد من، امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم مقاومت را برای نسل جدید معنا کنیم و نشان دهیم که این مفهوم فقط متعلق به گذشته نیست؛ بلکه در زمان حال نیز میتواند راهی برای حفظ عزت، استقلال و هویت جامعه باشد.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین کارکردهای سینمای مقاومت در شرایط امروز این است که بتواند میان گذشته و حال ارتباط برقرار کند. نسل جوان امروز ممکن است بسیاری از اتفاقات تاریخی را به صورت مستقیم تجربه نکرده باشد، اما احساس عدالتخواهی، عزتطلبی، دفاع از خانواده و سرزمین و مقابله با زورگویی برای او نیز قابل درک است. بنابراین اگر فیلمساز بتواند از دل یک داستان جذاب و شخصیتپردازی درست، این مفاهیم را منتقل کند، دیگر نیازی به توضیح مستقیم و شعار دادن نیست. مشکل بخشی از آثار حوزه مقاومت این بوده که تصور کردهاند هرچه پیام را مستقیمتر بیان کنند، تأثیرگذاری بیشتری خواهند داشت، در حالی که هنر باید مخاطب را با خود همراه کند و اجازه دهد او به نتیجه برسد. سینمای مقاومت اگر قرار است در زمان حال اثرگذار باشد، باید انسان امروز را بشناسد، دغدغههای او را ببیند و زبان روایت خود را متناسب با شرایط جامعه انتخاب کند. ما نمیتوانیم همان ادبیات و همان شیوههای روایی چند دهه قبل را بدون تغییر برای مخاطب امروز به کار ببریم و انتظار داشته باشیم همان میزان تأثیرگذاری را داشته باشد. امروز مخاطب با انواع آثار داخلی و خارجی مواجه است و از نظر روایت، ریتم، شخصیتپردازی و کیفیت ساخت، توقع بالاتری دارد. بنابراین فیلم مقاومت باید از نظر تکنیکی و هنری نیز قدرتمند باشد. در چنین شرایطی است که ارزشهای مورد نظر فیلمساز در دل قصه قرار میگیرند و مخاطب آنها را بدون احساس اجبار دریافت میکند. من معتقدم اگر بتوانیم قهرمانان مقاومت را از حالت شخصیتهای کلیشهای خارج کنیم و آنها را با ضعفها، تردیدها، عواطف و دغدغههای انسانی نشان دهیم، ارتباط مردم با آنها بسیار بیشتر خواهد شد. قهرمان واقعی کسی نیست که هیچ ترسی ندارد؛ کسی است که با وجود ترس، مسئولیت خود را رها نمیکند و برای دفاع از حقیقت قدم برمیدارد. این نگاه میتواند مقاومت را از یک مفهوم انتزاعی به یک مسئله انسانی تبدیل کند و آن را برای مخاطب امروز قابل فهمتر سازد.
آقا محمدیان با اشاره به نقش سینما و تلویزیون در ایجاد همبستگی اجتماعی بیان کرد: یکی از موضوعاتی که امروز باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد، توجه به نقش آثار نمایشی در تقویت روحیه همدلی و انسجام میان مردم است. جامعه در دورههای مختلف با فشارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مواجه میشود و هنر میتواند در چنین شرایطی به مردم کمک کند تا احساس کنند در کنار یکدیگر قرار دارند و مشکلات را میتوان با هم پشت سر گذاشت. مقاومت اگر درست روایت شود، الزاماً به معنای دعوت مردم به تحمل سختی بدون توجه به مشکلات آنها نیست، بلکه میتواند به معنای تقویت امید، مسئولیتپذیری، اعتماد اجتماعی و باور به توانایی خودمان برای عبور از بحرانها باشد. سینما باید بتواند این روحیه را به تصویر بکشد. ما نیازمند آثاری هستیم که نشان دهند مردم در شرایط سخت چگونه به یکدیگر کمک میکنند، چگونه از خانواده و جامعه خود دفاع میکنند و چگونه اجازه نمیدهند فشارهای بیرونی سرمایه اجتماعی آنها را از بین ببرد. این موضوع به ویژه در شرایطی که جنگ روایتها و عملیات رسانهای گستردهای علیه ملتها شکل گرفته، اهمیت بیشتری دارد. امروز فقط با یک جنگ نظامی مواجه نیستیم؛ بخش مهمی از نبرد در عرصه رسانه و تصویر اتفاق میافتد و کسی که روایت خودش را نسازد، دیگران برای او روایت خواهند ساخت. به همین دلیل سینمای مقاومت باید از موضع انفعال خارج شود و روایتهای دقیق، جذاب و باورپذیر خود را تولید کند. در این میان تلویزیون نیز میتواند نقش بسیار مهمی داشته باشد، زیرا همچنان با بخش گستردهای از جامعه ارتباط دارد و میتواند موضوعات مربوط به مقاومت را در قالب سریال، فیلم، مستند و برنامههای ترکیبی به مخاطب عرضه کند. البته شرط موفقیت این است که مخاطب احساس کند آنچه میبیند، بخشی از زندگی واقعی اوست. اگر اثر نمایشی از واقعیت مردم فاصله بگیرد و فقط بخواهد پیام مشخصی را منتقل کند، طبیعی است که اثرگذاری آن کاهش پیدا کند. ما باید به مردم، به تجربههای واقعی آنها و به قهرمانان گمنامی که در همین جامعه زندگی میکنند توجه بیشتری داشته باشیم.
این کارگردان سینما و تلویزیون با تأکید بر ضرورت توجه به داستانهای انسانی در آثار مقاومت گفت: به نظر من یکی از ظرفیتهای مهمی که هنوز به اندازه کافی از آن استفاده نکردهایم، روایت زندگی انسانهایی است که در دل حوادث بزرگ تاریخی و اجتماعی قرار داشتهاند. وقتی از مقاومت صحبت میکنیم، باید خانواده، عواطف، روابط انسانی، انتخابهای دشوار و هزینههایی را که افراد برای دفاع از اعتقاد و سرزمین خود میپردازند نیز ببینیم. یک فیلم خوب درباره مقاومت میتواند قصه یک خانواده باشد که در یک بحران بزرگ مجبور به انتخاب میشود، یا داستان جوانی که میان ماندن و رفتن، منفعت شخصی و مسئولیت اجتماعی و ترس و شجاعت قرار میگیرد. چنین داستانهایی میتوانند برای مخاطب امروز بسیار جذاب باشند، زیرا مسئله انتخاب و مسئولیت در زندگی همه انسانها وجود دارد. ما نباید تصور کنیم مخاطب تنها زمانی با مفهوم مقاومت ارتباط برقرار میکند که یک شخصیت در حال مبارزه مسلحانه باشد. گاهی یک تصمیم اخلاقی میتواند به اندازه یک صحنه جنگی، مفهوم مقاومت را منتقل کند. همچنین باید به زنان و خانوادهها، کودکان و نوجوانان و اقشار مختلف جامعه نیز در روایتهای مقاومت توجه شود. مقاومت یک مسئله اجتماعی است و نمیتوان آن را تنها از زاویه یک قهرمان مرد یا یک شخصیت نظامی روایت کرد. در سینمای امروز اگر میخواهیم این آثار دیده شوند، باید قصه داشته باشیم، شخصیت داشته باشیم و از همه مهمتر، انسان داشته باشیم. حتی در آثار امنیتی و دفاعی نیز باید روابط انسانی و انگیزههای شخصیتها جدی گرفته شود. من تجربه ساخت آثاری در این حوزه را داشتهام و همیشه معتقدم زمانی یک موضوع امنیتی یا مقاومتی میتواند برای مخاطب جذاب شود که در قالب یک داستان واقعی و پرکشش ارائه شود، نه اینکه اطلاعات و پیامها جای قصه را بگیرند. سینمای مقاومت باید هم آرمان داشته باشد و هم جذابیت؛ هم ارزشهای خود را حفظ کند و هم قواعد سینما را بشناسد. اگر این دو در کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوان امیدوار بود که اثر نهتنها برای مخاطب داخلی، بلکه برای مخاطب منطقهای و حتی بینالمللی نیز قابل ارائه باشد.
وی در پایان با بیان اینکه برای آینده سینمای مقاومت باید به تربیت فیلمساز و فیلمنامهنویس توجه جدی شود، اظهار کرد: اگر میخواهیم در سالهای آینده سینمای مقاومت جایگاه شایسته خود را پیدا کند، باید از تولید مقطعی و مناسبتی عبور کنیم و به صورت مستمر برای این حوزه برنامه داشته باشیم. مقاومت موضوعی نیست که فقط در زمان وقوع یک حادثه یا در ایام خاص به سراغ آن برویم و بعد دوباره آن را کنار بگذاریم. باید نویسندگان و فیلمسازانی تربیت شوند که این مفهوم را بشناسند و بتوانند آن را با زبان سینما بیان کنند. همچنین لازم است پژوهش در این حوزه جدیتر گرفته شود، زیرا بدون شناخت درست تاریخ و واقعیتهای اجتماعی، ساخت آثار ماندگار امکانپذیر نیست. از سوی دیگر، حمایت از فیلمساز نباید به معنای دخالت در فرآیند خلاقه اثر باشد. فیلمساز باید فرصت داشته باشد درباره موضوع فکر کند، تحقیق کند، شخصیت بسازد و روایت خودش را پیدا کند. اگر قرار باشد از ابتدا تا انتهای کار همه چیز به شکل دستوری تعیین شود، نتیجه معمولاً اثری خواهد بود که ارتباط عمیقی با مخاطب برقرار نمیکند. ما باید به نسل جدید فیلمسازان اعتماد کنیم و در عین حال آنها را با تاریخ، فرهنگ و مبانی فکری مقاومت آشنا کنیم. امروز جامعه ما به روایتهایی نیاز دارد که هم امیدآفرین باشند و هم واقعیت را ببینند؛ آثاری که نشان دهند مقاومت به معنای ایستادن برای زندگی بهتر، حفظ کرامت انسان و دفاع از حق انتخاب یک ملت است. اگر سینما بتواند چنین تصویری ارائه دهد، مقاومت دیگر یک واژه تکراری نخواهد بود، بلکه به یک تجربه انسانی تبدیل میشود که مخاطب میتواند آن را لمس کند. به اعتقاد من، مهمترین وظیفه سینمای مقاومت در زمان حاضر همین است که به مردم یادآوری کند در سختترین شرایط نیز میتوان امیدوار بود، میتوان ایستاد و میتوان آینده را ساخت؛ اما این کار تنها با شعار اتفاق نمیافتد، بلکه نیازمند قصههای خوب، شخصیتهای باورپذیر، فیلمسازان توانمند و نگاه عمیق به انسان و جامعه است.
انتهای پیام










نظر شما